بله، این یکی از مزایای مدل DISC می باشد. هیچ شخصی به طور کامل D، I، S یا C نمی باشد. بلکه هر یک از ما ترکیبی از این چهار ویژگی را کم یا بیش داریم. ویژگی اصلی شما ویژگی است که شاخص آن از بقیه بیشتر است و با یکی از این چهار حرف شناخته می شوید اما ممکن است بقیه را نیز بالاتر از حد متوسط داشته باشید.

دپارتمان های روانشناسی و علوم رفتاری بسیاری از دانشگاه ها، تحقیقاتی در مورد اعتبار «مدل چهار تیپی رفتار انسان» انجام داده اند. در سال 1921، کارل یونگ ( Carl Jung ) در آلمان تیپ های رفتاری را منتشر کرد و چهار تیپ را شناسایی و توصیف کرد. ویلیام مولتون مارستون ( William Moulton Marston ) مدرک دکترای خود را در سال 1921 از هاروارد دریافت کرد و استاد هر دو دانشگاه های هاروارد و کلمبیا ( Harvard and Columbia ) بود. در سال 1928، او کتاب «احساسات افراد عادی» (The Emotions of Normal People ) را منتشر کرد و تئوری DISC خود را توسعه داد. در دهه 1950، والتر کلارک (Walter Clark) بر اساس کار مارستون «تحلیل بردار فعالیت» ( Activity Vector Analysis) که یک ابزار ارزشیابی می باشد را توسعه داد. امروزه بیش از 50 شرکت از تئوری DISC مارستون به عنوان مبنایی برای بررسی الگوهای رفتاری استفاده می کنند. کارشناسان در روان سنجی، اعتبار این ابزار را بررسی کرده اند و آن را با: مقیاس هوش بزرگسالان وکسلر (Wechsler Adult Intelligence Scale)، شاخص تیپ مایرز بریجز (Myers Briggs Type Indicator)، پرسشنامه 16 عاملی شخصیت کتل (Cattell 16 Personality Factor Questionnaire)، پرسشنامه شخصیت چند وجهی مینه سوتا (Minnesota Multiphasic Personality Inventory) (MMPI)، آزمون علاقه استرانگ(Strong Interest Inventory) و پروفایل شخصی پرفورماکس (Performax Personal Profile)؛ مقایسه می کنند. ابزار دیسک مارستون برای بیش از 40 میلیون نفر در سرتاسر جهان اجرا شده است و نتایج آن مورد تایید و استفاده مراکز آموزشی و شرکت ها و کسب و کارها بوده است.

بیش از 81% استفاده کنندگان ابزار دیسک آن را به عنوان یک گزارش بسیار دقیق از الگوی رفتار عادی شان ارزیابی کرده اند.

ارزیابی ابزار با توجه به تیپ شخصیتی افراد، به شرح ذیل بوده است:

افرادی که سبک D هستند، دقت ابزار را 91% اعلام کرده اند. افراد تیپ I، 94% ؛ افراد تیپ S دقت 85% را اعلام کرده اند در حالی که تیپ های C عدد 82% را اعلام نموده اند.

این یعنی دقت 49/88% با انحراف معیار 43/6%، به عبارت دیگر، گزارش تهیه شده توسط این فرآیند، در اکثر موقعیت ها توسط اکثر شرکت کنندگان بسیار دقیق ارزیابی شده است.

سایت های زیر در خصوص اعتبار و روایی ابزار دیسک مقالات و مستنداتی ارائه نموده اند.

https://www.discprofile.com/what-is-disc/disc-profiles-research,-reliability-and-validity-s/

https://www.discprofile.com/DiscProfile/media/PDFs-Other/Research%20Reports%20and%20White%20Papers/EverythingDiSCResearchReportAT.pdf

http://www.disclearningsolutions.com/reliability-and-validity-of-disc/

https://store-fc348.mybigcommerce.com/template/Styles/docs/1996_DiSC_Classic_and_MBTI_report.pdf

http://www.discoveryreport.com/disc_personality_model_validation.htm

http://www.axiomsoftware.com/disc/validity/disc-validity-and-reliability-the-roodt-report.ph

بله، ما ترکیبی از ویژگی های D، I، S و C را دارا می باشیم و این ترکیب منحصر به فرد می باشد. همانطور که می دانیم دو فرد یکسان در دنیا وجود ندارند و این دسته بندی ها و الگوها برای کمک به شناخت بهتر افراد می باشد. بدلیل وجود این ترکیبات ما دچار تعارضات و استرس هایی می شویم و سعی می کنیم با همسان کردن و سازگار نمودن خود با محیط و افراد دیگر ارتباطات موفق تری برقرار نماییم.

بله، شما می توانید تیپ شخصیتی یا مدل رفتاری افراد را حدس بزنیداما این بیشتر یک هنر است تا علم. ما می توانیم با تمرین و توجه به زیان بدن ، کلمات و جملات فرد تا حدودی مدل رفتاری ایشان را حدس بزنیم ولی شناخت دقیق مدل رفتاری افراد نیاز به اخذ تست دیسک دارد.

افراد با ویژگی های D و I بیشتر انجام دهند یا عملیاتی هستند ، تند و سریع می باشند و زبان بدن ایشان باز و حرکات آنها زیاد است ، در مقابل افراد با ویژگی های C و S بیشتر آرام و متفکر می باشند ، حرکات زیان بدن ایشان کمتر و سرعت آنها کند است.

افراد D و C در صحبت های خود کلماتی که بیشتر معطوف به کار و وظایف می باشد بکار می برند و اصطلاحا افرادی کار محور یا وظیفه محور می باشند در حالی که افراد I و S تمرکزشان بر روی ارتباطات و انسانها می باشد. بنابراین افرادی که تند و سریع و تکلیف محور می باشند D هستند .افرادی که تند و سریع می باشند و نگاه های انسان محورانه دارند و به ارتباطات اهمیت می دهند I هستند . افراد S کند و انسان محور می باشند و افراد C کند و تکلیف محور می باشند .

این اطلاعات به شما کمک می کند تا با دانستن این که افراد چه تمایلات فکری دارند و زبان بدن آنها چه گونه است ، مدل رفتاری ایشان را حدس بزنید و بهتر با آن ها رابطه برقرار کنید. البته همانطور که ذکر شد شناخت دقیق مدل رفتاری افراد که ترکیبی از چهار بعد D ,I,S و C می باشد نیاز به اخذ تست دیسک می باشد.

خیر، ما در مدل DISC پانزده الگوی رفتاری را معرفی می کنیم و هیچ یک از الگوها برتری نسبت به الگوی دیگری ندارد، به بیان دیگر الگوی خوب یا بد نداریم ، هر الگوی رفتاری نقاط قوت و قابل بهبودی دارد و با توجه به شریط و محیط می توانیم آنرا ارزیابی کنیم. برای مثال فردی که دارای C بالایی می باشد و دیگر ابعاد D,I,S ایشان کم می باشد، اگر در شغل اطلاع رسانی ورودی شرکت مشغول شود با تمام نقاط قوتی که دارد بدلیل عدم تمایل به ارتباطات زیاد و پی در پی با مردم تمایلی به این شغل ندارد و احتملا به مرور عملکرد ضعیفی خواهد داشت و اگر خود را با شرایط تطبیق دهد انرژی و استرس زیادی در کار خواهد داشت ولی اگر فردی که I بالایی دارد در همین کار گمارده شود بسیار از کار خود لذت می برد. بنابراین ما در مدل دیسک ،الگوی برتر یا بدتر نداریم و این محیط ماست که وضعیت الگو را تعیین می کند .

هنگام مطالعه الگوها، در می یابیم که چرا ویژگی های بعضی از افراد به آن ها کمک می کند تا در فعالیت های معینی بهتر باشند. خبر خوب اینست که ما در مورد ویژگی های رفتاری صحبت می کنیم و این ویژگی ها قابل اکتساب و یادگیری می باشند و ما در طول زمان رشد می کنیم ، تغییر می کنیم ، بالغ می شویم و توان این را پیدا می کنیم که بتوانیم خودمان را با شرایط محیطی بهتر تطبیق دهیم.

افراد با تیپ شخصیتی D با بدست آوردن نتیجه نهایی ، کسب سود ، و دستاوردهای مورد انتظار انگیره کسب می کنند . انگیزه افراد I تفریح ، سفر ، موقعیت اجتماعی و دیده شدن است. انگیزه افراد S کمک به مردم ، برقراری دوستی و کسب قدردانی می باشد و تیپ های شخصیتی C از طریق ایجاد نظم ، قانون و ارزش ، برتری و ثبات انگیزه کسب می کنند.

D = همین حالا و به سرعت کار را باید انجام داد

I= بعدا هم می شه انجام داد، کار باید سرگرم کننده باشه

S= از دیگران کمک بگیر، از روش های سنتی استفاده کن

C= کار را بهتره خودم و به طور دقیق انجام بدم

D نیاز به چالش و تسلط دارد.

I نیاز به شناخت و تعامل دارد.

S نیاز به قدردانی و خدمات دارد.

C نیاز به پاسخ های باکیفیت و درست دارد.

D کار خودش را می کند و راه خود را میرود، I اگر نتواند آرامش ایجاد کند به صورت شخصی حمله می کند ، S با انتظارات هم سو می شود، C تا جایی که امکان دارد از مواجهات و کشمکش ها اجتناب می کند.

قطعا، چون امور مالی شامل توجه به جزییات می باشد. در این جا نکته این است که این چهار سبک چه گونه به بودجه نگاه می کنند.

D بودجه را به سرعت مرور می کند اما وارد جزییات نمی شود. بودجه را یک برآورد غیردقیق تصور می کند که بایستی به اهداف و برنامه ها کمک کند.

I در توجیه آن مشکل دارد چون آن را بیش از حد تئوریک می داند و نه چیزی که بتوان با احساسات تجربه کرد یا به لحاظ احساسی ارزش گذاری کرد.

S به دلایل ایمنی، کمتر از بودجه خرج می کند و وقتی باید تصمیمات دشواری اتخاذ کند استرس زیادی در ارزش گذاری مسایل مردم در برابر محدودیت های مالی دارد.

C در محدوده بودجه باقی می ماند اما در یک حوزه صرفه جویی می کند تا کیفیت حوزه دیگری را بالا ببرد. اهداف و برنامه ها بایستی به بودجه بندی دقیق ختم شوند.

قابل ذکر است که هیچ رابطه ای بین جنسیت و ویژگی های D، I، S و C وجود ندارد. شاید تصور عموم این باشد که مردان بیشتر D هستند و خانم های D نداریم ، خیر ما در هر چهار گروه خانم و آقای داریم و DISC ارتباطی به جنسیت ندارد. محیط و فرهنگ جامعه در ایجاد تیپ های رفتاری دخیل هستند و شرایط محیطی باعث می شود که افراد به سمت هر کدام از تیپ ها که جامعه مطلوب می داند سوق یابد.

بله تحقیقات نشان می دهد که هر چند شما با سبک پایه یا طبیعی خود عجین هستید و این الگوی رفتاری در طول زندگی همراه شماست ولی محیط بر روی الگوی رفتاری شما تاثیر دارد زمانی که ما بر روی متعادل کردن رفتار خود کار می کنیم در ویژگی های خود بالغ می شوم یعنی اینکه توان درک رفتار دیگران و تطبیق با محیط را یاد می گیریم. برای مثال فرض کنید یک فرد I که علاقه زیادی به ارتباطات و گفتگو دارد و فردی کاملا برون گرا می باشد، به زندان انفرادی منتقل شود و بمدت یکماه با هیچ فردی در تماس نباشد، بعد از این مدت این فرد ویژگی های رفتاری I خود را تعدیل نموده است و کمتر صحبت می کند و توان بودن در تنهایی را خواهد داشت و اصطلاحا درون گرا می شود.