شاخص تیپ شخصیتی مایرز-بریگز و برگه ی مقایسه ی پروفایل های رفتاری

D

صمیمی، صادق، قاطع، سازمان‌دهنده، رک، حل کننده مشکلات، نتیجه‌گرا، مدیر خوب، با اعتماد به نفس

ENTJ- نتیجه‌گرا، خلاق

ESTJ- نتیجه‌گرا

ENTP- الهام بخش

ESTP- توسعه دهنده

I

خوش برخورد،صمیمی، مشتاق، کمک‌گر، بداهه‌گو، خونگرم، پرحرف، محبوب، متقاعدکننده،دلسوز، مسئول

ENFJ- ارزیابی کننده

ESFJ- متقاعد کننده

ENFP- مشاور، ارزیاب

ESFP- ارتقا دهنده

C

INJT- خلاق

ISTJ- کمال‌گرا، واقع‌گرا، متفکر

ISTP- محقق

INTP- متفکر، واقع‌گرا

جدی، منظم، منطقی، کامل، مشاهده‌گر، تحلیل‌گر، بی‌غرض، اصول‌گرا، پرسش‌گر، شکاک، انتقادی، مستقل، نظری، سفسطه‌گر

S

ISFJ- کمال‌گرا

INFJ- برنده، ارزیاب

INFP- عامل، مشاور

ISFP- متخصص، متخصص

سالم، صمیمی، مسئول، وفادار، درک‌کننده، کناره‌گیر، خونسرد، صمیمی اما غرق در اندیشه، در خدمت خوبی‌ها

برون‌گرایی (بر دنیای خارج تمرکز دارد) E-I درون‌گرا (بر دنیای درونی تمرکز دارد)

حسی (حقیقت-محور S-N شهودی (ایده محور)

متفکر (منطقی و استدلالی) T-F احساسی (ارزش‌ها و باورها)

قضاوتی (برنامه ریز و شکل دهنده) J-P ادراکی (درک کننده و پاسخگو)

کاربرد ترکیبی شاخص تیپ مایرز بریگز و سیستم پروفایل شخصی

نگارش شده توسط راجرز فریتز

” این مقاله مبتنی بر مشاهدات و بررسی های اولیه از میان تقریبا ۱۵۰ مشاوره‌ی فردی می‌باشد. من از تمامی نظرات دیگری که ممکن است به توضیح این مسائل کمک کند استقبال می‌کنم. شما می‌توانید از طریق CLC یا این مجله با من در تماس باشید”.

این مقاله در درجه‌ی اول برای کسانی است که از سیستم پروفایل شخصی (PPS) در جلسات یک به یک در محیط توسعه‌ی حرفه ای استفاده می‌کنند، و به طور خاص برای افرادی مفید است که از شاخص تیپ شخصیتی مایرز بریگز (MBTI) به عنوان بخشی از کار خود استفاده می‌کنند. هدف از نوشتن این مقاله این است که به شما بگوییم که ادغام سیستم پروفایل شخصی با برنامه‌ی ما تا چه حد به روش توسعه‌ی حرفه‌ای و مراجعین مان کمک کرده است.

من تقریبا سه سال قبل، پس از آشنایی با PPS در یک سمینار تیم سازی، بلافاصله به رابطه ی آن با MBTI پی بردم. علاقه مندی من از دو جهت بود. نخست آنکه شباهت‌ها و تفاوت‌های مفهومی و ساختاری آن‌ها چه بود؟ دوم آن‌که، چگونه می‌توان آن‌ها را در ارتباط با یکدیگر به کار برد تا درک ما از رفتار انسانی و رشد و توسعه‌ی انسان افزایش یابد. پس از سه سال کار بر روی این موضوع، تمایل دارم تا از این مقاله برای بیان مشاهدات و ایده‌هایم در مورد هر دو سوال استفاده کنم.

در آغاز امر، کارل یونگ (که کارش الهام بخش MBTI بود) و ویلیام مولتون مارستون (که جان جییر با توجه به کار او PPS را به وجود آورد)، به مسئله‌ی درک مردم از دو دیدگاه اساسا متفاوت پرداختند.

یونگ این ایده را مطرح کرد که تیپ های مختلفی از افراد وجود دارند و او یک نوع تیپ شناسی را ایجاد کرد که می توان از آن برای طبقه بندی تمام تیپ های شخصیتی استفاده نمود. بعدها مایرز و بریگز این  کار را تعمیم دادند و یک ابزار قابل اطمینان (MBTI) را خلق کردند تا نهایتا ۱۶ تیپ شخصیتی مختلف را شناسایی نمایند. در ارتباط با این تیپ های شخصیتی، تحقیقات، درک روشنی از ویژگی های رفتاری پیش بینی شده را ارائه داده اند که ممکن است توسط هر تیپ شخصیتی مشاهده گردد.

از طرف دیگر، مارستون کار خود را با ویژگی های رفتاری قابل مشاهده آغاز کرد و دریافت که این ویژگی ها اغلب در الگوهایی با ویژگی های خاص ظاهر می شدندکه اغلب به یکدیگر مرتبط بودند. همانطور که همه می دانیم، این امر در نهایت منجر به توسعه ی PPS و ۱۵ الگوی پروفایل سنتی از ویژگی های رفتاری توسط گریر شد.  ذیل این الگوها، ما ساختار DISC را پیدا می کنیم و اغلب می شنویم که متخصصان، افراد را با عنوان تیپ -D یا تیپ- I و یا غیره نام گذاری می کنند.

درحالیکه ما در این سطح، می توانیم بسیار فراتر برویم، اما کافی است بگوییم که MBTI و PPS ارتباط بین تیپ ها و ویژگی ها را کشف می کنند، فقط از آنسوی کارزار کار خود را شروع می کنند. هرفردی که شرح چاپ شده ی آن ها را  برای الگوهای سنتی PPSخوانده ، بی تردید شباهت های زیادی را تشخیص می دهد. این موضوع زیاد شگفت آور نیست. گذشته از اینها، راه های زیادی برای توصیف رفتار انسان وجود دارد.

با توجه به این مشاهدات، می توان کل مسئله را کنار گذاشت و MBTI و PPS را به عنوان دو محصول جایگزین در بازار در نظر گرفت که با توجه به مزایا و ویژگی های منحصر به فرد خود اساسا کار یکسانی را انجام می دهند. با این وجود، بر اساس تحقیق ما بر روی چند صد نفر در طی سه سال گذشته، معتقدم که اشتباه محض است و پتانسیل چند نگرش مهم وجدید را از بین می برد.

درحالیکه هر دو ابزار به ارتباط بین ویژگی ها و تیپ ها اشاره می کنند و توصیف های مشابهی را  برای بیان نتایج به کار می برند، جالب ترین تمایز بین آن ها این است: MBTI ادعا می کند که نسبت به تاثیرات محیطی “اساسا” ایمن است و نتایج در کل حیات یک فرد بالغ نسبتا ثابت باقی می مانند. (استثناهایی در این رابطه وجود دارد، اما این توضیح اساسا صحیح باقی می ماند). از طرف دیگر، PPS حساسیت زیادی را نسبت به تغییرات محیطی دارد و تفاوت رفتاری بین شنبه شب و صبح دوشنبه را بر می دارد!

اکنون ما یک معمای جالب داریم: دو ابزار، هر دو قابل اطمینان، با نگاه به ویژگی های مشابه، یکی برای ثبات طراحی شده و دیگری برای مسئولیت پذیری طراحی گردیده است. من متقاعد شده ام که ترکیبی از این دو یک برنامه ی جامع و قدرتمند را به دست می دهد. پیشنهادهای ما برای ادغام این دو ابزار، در واقع منجر به ایجاد چندین مشاهده ی سودمند شده است.

نخست آنکه در اینجا استعاره ای وجود دارد که ما از آن نه تنها برای توصیف ارتباط بین ابزار بلکه برای توصیف هدف مطلوب آن ها استفاده می کنیم. ما از مشتری های خود می خواهیم تا کوزه گری را مجسم کنند که بر روی چرخ کوزه گری کار می کند. فردی که یک کوزه می سازد از یک دستش در داخل کوزه استفاده می کند و از دست دیگرش در خارج از کوزه استفاده می نماید. دو دست با هم کار می کنندتا به گلدان گِلی شکل و فرم بدهند.  اگر دو دست با هم خوب کار کنند، کوزه، در مرکز باقی می ماند و هنگامی که کوزه گر کار می کند، فرم موزه شکل می گیرد و تکمیل می شود. درحالیکه، اگر دو دست با هم خوب کار نکنند، دیوارهای کوزه به صورت نقاط ضعیفی در می آیند و فرم کوزه کج و کوله و نامنظم در می آید و کوزه از حالت محوری در می آید، و فشرده می شود و در نهایت خراب می گردد.

ما در می یابیم که این قیاس برای بسیاری از مراجعه کننده ها و ارتباط آن ها با دوره ی شغلیشان صدق می کند. از دید ما، ” دستی که در داخل است” به شخصیت نزدیک است (یا فطرت برای آندسته از کسانی که طرفدار نظر کرسی و باتز هستند). اغلب بخش عمده ای از رفتارهای ما را می توان به عنوان تعمیم مستقیمی از آنچه شخصیت نامیده می شود توضیح داد. خواه ما این ” چیز درونی” را ذاتی بدانیم یا فرض بگیریم که در طی چند سال شکل گرفته، با اینحال، نسبتا ثابت و قابل پیش بینی است.

با اینحال، هم چنین متوجه می شویم که بیشتر رفتارهایمان در پاسخ به محیط مان است. این همان ” دست بیرون کوزه ” است و نشانگر چیزهایی است که ما برای دیگران انجام می دهیم، تا درآمد کسب کنیم، در یک گروه باقی بمانیم، یا به یک هدف خاص برسیم. این رفتاری است که ما تلاش می کنیم تا برای رفع نیازهای لحظه ای خودمان یا دیگران بروز دهیم.

با توجه به این تمایز، رفتار خود را به دو طبقه تقسیم بندی می کنیم: ترجیحی یا تمرین شده. رفتارهای معین عبارت اند از یک تعمیم مستقیم از ” دست درونی” یک فرد یا همان شخصیت او و ترجیحات یک فرد را منعکس خواهند ساخت. رفتارهای دیگر تنها به عنوان یک نوع تمرین در پاسخ به محیط به وجود می آیند. این ممکن است محیط آنی یا محیط گذشته باشد که بواسطه ی “بایدها” و “نبایدها” یی که قبلا آموخته شده به جلو می رود.

دسته بندی رفتارهای ترجیحی و تمرین شده یک گام اساسی در ارتقای توسعه و رفاه کلی به حساب می آید. تمرین الگوهای رفتاری تمرین شده ی ما نوعی پاداش و راهی برای بازسازی خودمان است. ممکن است رفتار تمرین شده ی ما به اهداف خارجی دست یابد، اما درعین حال ما را تهی می کند. باید به صورت انتخابی به کار رود و وسواس گونه نباشد.

من فکر میکنم کاملا واضح است که این تصمیم چگونه با تصمیمات حرفه ای، انتخاب های شغلی، و مسائل مرتبط با استرس و فرسودگی شغلی متناسب می شود. هم چنین من امیدوارم مشخص باشد که ترکیب MBTI و PPS چگونه می تواند به درک بهتر ما و مدیریت این موضوع کمک کند.

ما در اصطلاحات مستقیم و بی پرده ی خود، از MBTI استفاده می کنیم تا ابتدا نوع شخصیت را تعیین نماییم. با توجه به نوع تیپ شخصیتی، می توانیم به صورت معقول وخوبی پیش بینی کنیم که کدام الگوی ویژگی های رفتاری توسط افراد ترجیح داده خواهد شد. برخی همبستگی ها قویتر از سایرین هستند، و ما هنوز در حال یادگیری هستیم، اما شواهد مسلما بیان می دارد که ما در مسیر درست هستیم.

سپس ما PPS را مدیریت می کنیم، اغلب بیش از یکبار با تغییرات در تمرکز محیطی این کار را انجام می دهیم. هنگامی که از مراجعین خود می خواهیم سطح کلی رضایت خود را با محیط های مختلفی که دارند آنها را بررسی می کنند مرتبط نمایند، درمی یابیم که  وقتی به ویژگی هایی که توسط یک تیپ خاص پیش بینی شده اند نزدیک تر می شویم رضایت از بین می رود.

ما با مجهز شدن به این اطلاعات می توانیم به آن ها کمک کنیم تا یک محیط شغلی، مسیر حرفه ای، یا سبک زندگی را طراحی کنند که به صورت موثرتری ترجیح های درست شان را تغذیه میکند. همزمان آن ها می توانند یاد بگیرند که چگونه ” سبک خودشان ” را منعطف نمایند و یک محدوده ی وسیع تر از واکنش های رفتاری را تمرین کنند، که به آن ها اجازه می دهد تا به شکل بهتری با مردم و محیط مرتبط شوند.

برای آن دسته از افرادی که با MBTI آشنایی دارند، در اینجا یافته را فراهم نموده و مرور کرده ام. بدون تلاش برای تدریس یک دوره ی کوتاه تیپ شناسی، حداقل ارائه ی عبارت ها و نمادها می تواند مفید باشد. تیپ های شخصیتی مایرز بریگز بر مبنای موارد زیر هستند:

برونگرایی (بر دنیای خارج تمرکز دارد) E-I درونگرا (بر دنیای درونی تمرکز دارد)

حسی (حقیقت-محور S-N شهودی (ایده محور)

متفکر (منطقی و استدلالی) T-F احساسی (ارزش ها و باورها)

قضاوتی (برنامه ریز و شکل دهنده) J-P ادراکی (درک کننده و پاسخگو)

تیپ‌های مختلف شخصیتی، که در مجموع ۱۶ تا هستند، از طریق ترکیب چهار حرف شکل گرفته‌اند که از جمله می‌توان به ENTJ ،ISFP ،ESFP و غیره اشاره نمود. درک این مطلب که این ویژگی‌ها صرفا همانند چاشنی در سوپ ترکیب نشده‌اند، بلکه کمی از این و کمی از آن وجود دارد. آن‌ها بیشتر همانند ترکیبات شیمیایی ارگانیک ترکیب می‌شوند. ممکن است یک ترکیب به شما شکر بدهد، درحالیکه یک تغییر جزئی به شما بنزین تحویل می‌دهد. هر دو به شما انرژی می‌دهند، اما یکی شیرین است، درحالیکه دیگری منفجر کننده است!

با توجه به این پیش بینی، ما شباهت‌های زیر را بین ویژگی‌های MBTI و DISC پیدا می‌کنیم:

تیپ‌های شخصیتی شامل برونگرایی و تفکرگرایی (ET) رفتار D را نشان می‌دهند.

تیپ‌های شخصیتی شامل برونگرایی و احساساتی بودن (EF) رفتار I را نشان می‌دهند.

تیپ‌های شخصیتی شامل درونگرایی و احساساتی بودن (IF) رفتار S را نشان می‌دهند.

تیپ‌های شخصیتی شامل درونگرایی و تفکرگرایی (IT) رفتار C را نشان می‌دهند.

عبارت‌های کلیدی برگرفته از توصیفات کلی MBTI این همبستگی را بیشتر توضیح خواهند داد:

MBTI عبارت های کلیدی PPS

ENTJ

ESTJ

ENTP

ESTP

صمیمی، صادق، قاطع، سازمان دهنده، رک،حل کننده ی مشکلات، نتیجه گرا، مدیر خوب، با اعتماد به نفس

D

(تسلط)

ENFJ

ESFJ

ENFP

ESFP

خوش برخورد،صمیمی، مشتاق، کمک گر، بداهه گو، خونگرم، پر حرف، محبوب، متقاعد کننده،دلسوز، مسئول

I

(تاثیرگذار)

ISFT

INFJ

INFP

ISFP

سالم، صمیمی، مسئول، وفادار، درک کننده، کناره گیر، خونسرد، صمیمی اما غرق در اندیشه، در خدمت خوبی ها S

(با ثبات)

INTJ

ISTJ

ISTP

INTP

جدی، منظم، منطقی، کامل، مشاهده گر، تحلیلگر، بی غرض، اصول گرا، پرسشگر، شکاک، انتقادی، مستقل، نظری، سفسطه گر

C

(انطباق)

این روش گروه بندی تیپ‌های شخصیتی مایرز بریگز با گروه‌بندی سنتی طرفداران یونگ فرق دارد و با نظریه پردازان ذهنی نظیر کرسری فرق دارد. با این‌حال، به نظر می‌رسد که شایستگی داشته باشد و در عملکرد ما کاملا مفید است.

برای اینکه یک گام به جلوتر برداریم، می‌توانیم برخی گرایشات کلی بین تیپ مایرز بریگز  الگوهای پروفایل‌های سنتی را نشان دهیم. این تیپ شخصیتی، اغلب سبک زیر را نشان می‌دهد یا ترجیحات زیر را دارد:

ENTJ نتیجه گرا، خلاق
ESTJ نتیجه گرا
ENTP الهام بخش
ESTP توسعه دهنده
ENFJ ارزیاب
ESFJ متقاعد کننده
ENFP مشاور، ارزیاب
ESFP ارتقا دهنده
ISFJ کمالگرا
INFJ برنده، ارزیاب
INFP عامل، مشاور
ISFP متخصص، کارشناس
INTJ خلاق
ISTJ کمالگرا، متفکر واقع گرا
ISTP محقق
INTP متفکر واقع گرا

باز هم تحقیق ما ادامه دارد زیرا ما با افراد بیشتری مشاوره می‌کنیم. برخی شواهد نسبت به شواهد دیگر قویتر هستند؛ اما با این‌حال، گرایشات نسبتا شفاف هستند. همچنین، به خاطر داشته باشید که هر تیپ شخصیتی می‌تواند محدوده‌ی وسیعی از رفتارها را تحت شرایط مختلف اجرا کند.

ما معتقدیم که این یافته‌ها نه تنها بر توسعه ی حرفه ای اثر می‌گذارند، بلکه در جنبه‌های مختلف آموزش مدیریت نیز مهم هستند. ما در این زمان، در مراحل اولیه‌ی توسعه‌ی برنامه با برخی از مراجعین سازمانی قرار داریم.

راجر فریتز ، مدیر اجرایی توسعه‌ی حرفه ای شبکه است که در میزوری قرار دارد. او یک مشاور برنامه ریزی و توسعه‌ای با ۱۳ سال تجربه ی حرفه‌ای در صنعت، دولت، و آموزش است. همینطور، او به عنوان یک مشاور فردی برای مدیران و کادر اجرایی عمل می‌کند و به آن ها کمک می‌کند تا رهبری موثر را در حرفه‌های خود و هم چنین در سازمان‌هایی که در آنجا خدمت می‌کنند بسط و توسعه دهند. آقای فریتز از سال ۱۹۷۷ در چند منسب مختلف فعالیت کرده، و از قابل ذکر ترین آن‌ها می‌توان به دستیار رئیس جمهور کلمبیا  با تامین بودجه فدرال، معاون رئیس جمهور هلموت، اوبوتا، کاسیابامو، جایی که او به عنوان برنامه ریز شرکت کار می‌کرد، و به عنوان رئیس بخش URS/Thortec، که در آنجا مسئول توسعه‌ی یک راهبرد فراگیری ملی برای تقویت موقعیت شرکت‌ها در طیفی از حوزه‌های مشاوره‌ی شرکتی بود، اشاره نمود.

🍀 ترجمه شده توسط آقای عزالدین مهربان، عضو تیم “هوش هیجانی” کلینیک استعدادیابی و کسب و کار ایرانیان